قصد دارم بررسی حقوقی این حادثه را به صورت گروهی با همکاری همه ی دوستان به راه بیندازم که بلاخره سرنوشت راننده ی این ماشین پژو ۲۰۶ که خوشبختانه در این سانحه سالم مانده چه میشود؟
آیا تعزیر مشمول این سانحه میشود ؟ و به چه مقدار؟
از همه ی دوستان میخواهم که در این زمینه کمکمان کنند
این کمکی خواهد بود به همه ی کسانی که در این حادثه آسیب دیده اند چه روحی چه جسمی
هر کس هر آنچه که از حادثه میداند نقل کند تا اصل بحث به دست بیاید
من نیز تمام تلاش خودم را میکنم که دقیق ترین گذارش از سانحه را تهیه کنم تا در بررسی و نتیجه گیری راه به اشتباه نرویم
پیشاپیش از همکاریتان ممنونم
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:7  توسط اگزوپری
|
یکی از مفیدی ها پر کشید
او رفت اما یادش زنده خواهد ماند
او آرام گرفت اما عده ای دیگر خواب ندارند
او زندگی نویی آغاز کرد اما عده ای زندگیشان خراب شد
همه ی دوستان با هم فاتحه ای را نثار روح همکلاسیمان خانم رضوان جنتی کنیم
روحش شاد یادش گرامی
بسم الله
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:47  توسط اگزوپری
|

دلمان ديگر مثابه گذشته توان نفس كشيدن ندارد
شايد در كوچه هاي زندگي گم شده باشيم
گاهي بايد به دنبال دوستي گشت كه هيچ وقت وجود نداشته است
اين را در ۲ هفته پیش فهميدم
زندگي مرگ تمام لحظه هاست
زماني كه مي انديشي كه هستي
اثبات ميكنند كه وجود خارجي نداشتي
و
من
اين را
تنها در
۲ هفته
فهميدم
چه تلخ
تنها باید گفت يك دوست داشتم
مادرم
و چه تلخ تر هنگام وداع گريست
و چه ظالمانه ابروانِ در هم را نثارش كردم
و گداوار پي اين سوال رفتم كه چرا كسي مرا ۱۴ بامدادان و شامگاهان ياد نكرد!؟
اما او هميشه با من بود
تنها غم اغيار نثارش كردم و او چه علي وار دستم را بوسيد
اين اشك ها نميگذارند ديدگان خجلم روشنايي يابند
چه بهتر
ديدنِ چه؟
همان آدم هاي غريب اطرافم
تنها او با من بود
هيچ كس آن ۱۴ روز يادم نكرد
اين در خاطرم ميماند
و از همه تلخ تر
من چه ظالمانه از او رو برگرداندم
كاش طور ديگري ميشد
هنوز هم او تنها كسي است كه يادم ميكند
هنوز هم او در دل شب تنها كسي است كه صدايش در گوشم طنين انداز است
ديشب هم باز فراموش شدم
اما او مرا هميشه در ياد دارد و من هنوز هم ميگويم ظالمم
ظالم
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 13:17  توسط اگزوپری
|
خلاصه داشتم میگفتم 
دقایقی از زدن این برگه به برد نمیگذره که جماعت بد بدا به سر مسوولین خوابگاه خراب میشن و شروع میکنن به دلیل خواستن اما دریغ از این که مسوول در جریان باشه ! حالا هی مسوولین قسم میخورند که ما در جریان نبودیم و کار ما نیست و هر چی هست کار غریب رضاست (اسم کوچیک نیککار).
کار بالا میگره و بلاخره یکی شهامت به خرج میده و کاغذ و از برد میکنه . همون شب بین دخملا حرف میپیچه که خوب خوبا آنتنن حالا بد بخت خوب خوبا!! بیان ثابت کنن نه سر پیازن نه ته پیاز کی باور میکنه !!حالا این بدبختا خوب خوبا از صحبت های مسوولا دچار توهم میشن که غریب رضا برای این ۱۴ نفر تخفیف خوابگاه در نظر گرفته اما هیچ وقت یادتون باشه به هیچ حرفی تواین دانشگاه اعتماد نکنید چون فردای همین روز غریب رضا میزنه زیر همه چی و اصلا قبول نمیکنه !!
+ نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 15:54  توسط اگزوپری
|
باخبر شدیم هفته ی گذشته در خوابگاه دختران دانشگاه (شقایق) یه خبرای شده
موضوع ازاین قرار بوده که یه برگه ی رو برد این خوابگاه نصب میشه شامل اسامیه ۱۴ نفر از خوب خوبای
خوابگاه و۱۴ نفر از بد بدای خوابگاه
اونم از بین ۲۵۰ دانشجوی دختر ساکن این خوابگاه
ادامه دارد...
+ نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 13:59  توسط اگزوپری
|
اما دلم نیومد اینو نگم
با انتشار این خبر حقوق بشر تو دانشگاه مفید پرچمش
میاد پایین
+ نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 12:9  توسط اگزوپری
|
سلام
يه سري خبر مهم دارم از يه اتفاق خيلي خيلي حساس كه هفته ي گذشته تو دانشگاه اتفاق افتاد
و كار كشيد به دادگاه و دادگاه كشي
و كميته ي انظباطي...!!!!!!!!!!
حالا كلاس دارم برم به كلاسم برسم
ميام با جزئيات همه رو براتون شرح ميدم 
فعلا
+ نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 12:4  توسط اگزوپری
|
نمي دانم چه مي خواهم خدا يا
به دنبال چه مي گردم شب و روز
چه مي جويد نگاه خسته من
چرا افسرده است اين قلب پر سوز
ز جمع آشنايان ميگريزم
به كنجي مي خزم
آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تيرگيها
به بيمار دل خود مي دهم گوش
گريزانم از اين مردم كه با من
به ظاهر همدم ويكرنگ هستند
ولي در باطن از فرط حقارت
بدامانم دو صد پيرايه بستند
از اين مردم كه تا شعرم شنيدند
برويم چون گلي خوشبو شكفتند
ولي آن دم كه در
خلوت نشستند
مرا ديوانه اي بد نام گفتند
دل من اي دل ديوانه من
كه مي سوزي از اين بيگانگي ها
مكن ديگر ز دست غير فرياد
خدا را بس كن اين ديوانگي ها
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:37  توسط اگزوپری
|
شاید خیلیا دوست داشته باشن بدونن اینایی که وارد حوزه علمیه میشن چی میخونن؟سعی کردم چکیده ای از این سالیان تلمذ یه طلبه رو و نام دروسشونو براتون بیارم شاید براتون جالب باشه.
طلبه تازه وارد در نخستین مرحله پیوستن به مدرسه کتابی را به نام جامعالمقدمات در صرف و نحو عربی میخواند (من این کتاب را به همراه الفیه ابن مالک به توصیه مرحوم پدرم وقتی در دبیرستان بودم نزد ملای شیرین زبانی که عمامه را به باد داده بود به نام آقا سیف خواندم و حقا که در آموختن زبان عربی و بهویژه نوشتن به این زبان مشکل برای مطبوعات عرب زبان، بسیار مفید و مؤثر بود.(
طلبه با خواندن جامعالمقدمات که درباب صرف و نحو زبان عربی است مقدمات و مبانی گرامر زبان عرب را فرا میگیرد. طلبه در مرحله دوم خواندن سیوطی یا همان الفیه ابن مالک را آغاز میکند. در این کتاب یکهزار بیت شعر همه قواعد نحو زبان عربی را به شما میآموزد.
در مرحله سوم طلبهها حاشیه ملا عبدالله را میخوانند که مقدمات منطق است. دروس مقدماتی بعد از حاشیه پایان میگیرد و طلبه به مرحله دروس «سطح» میرسد و «معالم الاصول» را میخواند. در مرحله بعد «شرح اللمعه» در دو جلد «لمعتین» تدریس میشود. این کتاب مبانی فقه را از طهارت تا حدود و دیات به طلبه تعلیم میدهد. آنگاه نوبت به «قوانین در اصول» نوشته میرزای قمی میرسد. (در سالهای اخیر چون اساتید برجستهای که این کتاب را تدریس کنند تعدادشان بسیار محدود شده، به جای قوانین در اصول کتاب آسانتری را به نام «اصول فقه مظفر» تدریس میکنند.)
تا اینجا یک طلبه بعد از سه چهار سال سری در میان سرها درآورده و فردی که دنبال روضهخوانی است از اینجا خرجش را جدا میکند و کلیات محتشم کاشی را میخواند و نوحه و مجلس کربلا را یاد میگیرد اما آن دستهای که میخواهند «ملا» شوند وارد مرحله «سطح عالی» میشوند. در این مرحله «رسائل» شیخ مرتضی انصاری تدریس میشود. کتابی بسیار سخت که فهم آن مشکل است و اساتید معدودی اهلیت تدریس آن را دارند. معروف است روزی آقای خمینی از فرزند ارشدش پرسیده بود چه میخوانی؟ مصطفی گفته بود رسائل میخوانم، خمینی سؤال کرده بود کدام مبحث آن را میخوانی و سید مصطفی پاسخ داده بود مبحث قطع را که نخستین مبحث کتاب است. خمینی باز سؤال کرده بود آیا مبحث را میفهمی؟ مصطفی گفته بود مشکل است و خمینی یادآور شده بود، بابات که من باشم هم نفهمیدم، چه برسد به تو.
مکاسب شیخ مرتضی انصاری در واقع نردبان اجتهاد است و ملاک مجتهد بودن خواندن مکاسب است.
دروس سطح عالی با کتاب «کفایت الاصول» آخوند (همان ملا محمد کاظم خراسانی صدر مشروطه) آغاز میشود. کتاب ملای خراسانی تماما به صورت تلگرافی نوشته شده مثلا با یک جمله اشاره به مبحثی میکند که طلبه تاآنها را نخوانده باشد نمیتواند مبحث آخوند را درک کند. طلبهها شعری را همه گاه زمزمه میکنند «ثلاثه لیس له نهایه ـ رسائل، مکاسب، کفایه» بعد از طی شدن مرحله درس کفایه، فردی که دیگر به مرحله اجتهاد رسیده دروس خارج را آغاز میکند. درس خارج در واقع توسط مراجع و علمای بزرگ خارج از چهارچوب فقه مطرح میشود.
اجازه اجتهاد
طلبهای که دوران درس و مراحل تعلم و تلمذ را با موفقیت طی میکند نایل به اخذ اجازه اجتهاد میشود. و اجتهاد نیز دو وجه دارد «مُتجّزی» Motejazza و «مطلق». معمولا این مراجع عظام هستند که اجازه اجتهاد مطلق میدهند. مثلا ملائی که اجازه اجتهادش مهر و توقیع مرحوم بروجردی یا خوئی یا پیش از آنها نائینی و عراقی و اصفهانی را داشت و یا دارد، مسلما فراتر از آخوندهای دیگر است.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 22:9  توسط مارکز
|
امسال هم آزمون کارشناسی ارشد برگزار شد با اندکی و تغییر وتحول و یکسری اقدامات بودار. آزمون کارشناسی ارشد علوم سیاسی آقایون دانشگاه امام حسین برگزار شد و بسیاری از کسانی که برای این آزمون شرکت کرده بودن سپاهی بودن!مراقبان امتحان سپاهی بودن!!دستبندها زیر اورکت!بیسیم ها خاموش و مراقبان آشنا برای آنها و حوزه ی امتحانی دانشگاه امام حسین!
و دیگر هیچ...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 11:9  توسط مارکز
|